العلامة المجلسي

789

حياة القلوب ( فارسي )

خود مرده افتاده بود ، تا سه روز كسى به أو نپرداخت تا آنكه جانوران زمين روى أو را خوردند ، پس حضرت موسى بعد از سه روز أو را ديد مناجاة كرد با پروردگار خود كه : پروردگارا ! آن دشمن توست ، أو را به آن اعزاز واكرام دفن نمودند ، واين دوست توست وبه اين حال در اينجا افتاده است ! پس حق تعالى وحى نمود بسوى أو كه : اين دوست من از آن پادشاه جبار حاجتي طلبيد براي مؤمني وحاجت أو را برآورد ، آن پادشاه را به جزاى آنكه حاجت دوست مرا روا كرد چنان كردم ، وجانوران زمين را بر روى اين مؤمن مسلّط نمودم براي آنكه از آن پادشاه جبار سؤال كرد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه : موسى عليه السّلام مناجاة كرد با حق تعالى كه : پروردگارا ! كيستند مخصوصان تو كه ايشان را در روز قيامت در سايهء عرش خود جا مىدهى در روزى كه سايه‌اى بجز سايهء عرش نباشد ؟ پس حق تعالى وحى كرد بسوى أو كه : آنها كه دلهاى ايشان پاك است از صفات ذميمه واز خواهش گناهان وشك وشبهه ، ودست ايشان خالى است از مال دنيا ، چون مرا ياد مىكنند عظمت وجلال من در نظر ايشان جلوه مىكند ، آنان كه اكتفا به طاعت من مىكنند چنانچه طفل شيرخواره به شير اكتفا مىكند ، آنان كه پناه به مساجد من مىآورند چنانچه كركسها به آشيانه‌هاى خود پناه مىبرند ، آنان كه چون مىبينند كه معصيت مرا مردم مرتكب مىشوند به غضب مىآيند مانند پلنگى كه به خشم آيد « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى وحى نمود بسوى موسى عليه السّلام كه : اى موسى ! مرا شكر كن چنانچه حقّ شكر من است . موسى گفت : پروردگارا ! چگونه شكر كنم تو را چنانچه حقّ شكر كردن توست وحال آنكه هر شكر كه كنم آن شكر نيز نعمت توست كه مرا توفيق آن كرامت كردى ؟

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 154 . ( 2 ) . محاسن 1 / 79 .